

اندکی صبر سحر نزدیک است
تا که از راه رسد شاخه ی نور
تا در این قحطی آب
آسمان دست کشد با شبنم
بر سر برگ گیاه
و ببارد با مهر
ابر اندوه نشان از سر ناز
و بگیرد باران
و بروید یک گل
از دل خاک سیاه
و به سرخی و طراوت که به دل می ریزد
دل غمگین شما . . . سبز شود
اندکی صبر سحر نزدیک است
سبز باشيد