

این شب زیبا و خاطره انگیز را تبریک می گم
امیدوارم به همه دوستان خوش بگذره

میوه های برگزیده سفره یلدا نماد و نشان
يلدا شب عاشقان بيدل است. يلدا شبی ست گيسو فروهشته به دامان. يلدا شب گره زلف يار است:
معاشران گره از زلف يار باز كنيد
شبى خوش است بدين قصه اش دراز كنيد
يلدا شب ميانه عشق است. شب هاى دراز هجر و حرمان و فرقت به آخر رسيده و شب هاى كوتاه كام و وصل با سحرگاهان تابناك يگانگى در راه است. شب اعتماد بر الطاف كارساز است:
به جان دوست كه غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف كارساز كنيد.
يلدا شب عاشق و معشوق است، شب رمز و راز، شب ناز و نياز:
ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است
چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد.
در اين شب هر كه به عشق نينديشد و از عشق زندگى نگيرد و از زندگى كام دل نستاند، مرده اى بيش نيست:
هر آن كسى كه در اين حلقه زنده نيست به عشق
بر او نمرده به فتواى من نماز كنيد!
يلدا شب بيداريست، شب دراز مهربانى، شب مهرباوران و مهرياران، شب مهر گستران و مهركاران...
میوه اصلی شب یلدا گل آتش است، آتش جاودانه، آتش خاموشی ناپذیر عشق، آتش تابناک مهربانی، آتش امید، آتش شوق و اشتیاق، آتش شورانگیز وصلت، آتش شفق گونه شفقت، و همه ه آتش
یلدا برگرفته از واژه ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر « میترا» می پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتند و گرد آتش جمع می شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند.
|
غدیر عید همه عمر با على بودن
| |
|
غدیر آینهدار على ولى الله ست |
|
|
غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر | |
|
غدیر نقش ولاى على به سینه ماست
|
|
|
غدیر یك سند زنده، یك حقیقت محض
| |
|
غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست
|
|
|
غدیر صفحه تاریخ وال من والاه
| |
|
غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است
|
|
|
هنوز لاله «اكملت دینكم» روید
| |
|
هنوز طوطى «اتممت نعمتى» گویاست
|
|
|
هنوز خواجه لولاك را نداست بلند
| |
|
كه هر كه را كه پیمبر منم، على مولاست
|
|
|
بگو كه خصم شود منكر غدیر، چه باك
| |
|
كه آفتاب، به هر سو نظر كنى پیداست
|
|
|
چو عمر صاعقه كوتاه باد دورانش
| |
|
خلافتى كه دوامش به كشتن زهراست
عيد سعيد غدير به تمام دوستان انديشه اي مباركباد
|
امشب اولین ستاره پا تو آسمون میذاره
عطر یا س وعطر مریم گل از آسمون میباره
امشب اولین ستاره دست تو دست ماه میذاره
بو عیدو بو ی شادی از غدیر خم میاره
امشب اولین گل یاس میشکفه تو با غ احساس
علی اون مو لود کعبه میدرخشه مثل الماس
دل اون حیدر کرار میشه گنجینه ی اسرار
تا حدیث عشق و ایمان بمونه تو ذهن فرار
امشب اون شا ه یتیمان او ن بزرگ مظهر احسا ن
اون که از جنس زمین نیست اون پناه بی پنا هان
میشکفه چه با سخا وت توی گلزار اما مت
میمونه واسه همیشه مثل خو رشید تا قیا مت
امشب اولین ستاره ..................
عید سعید قربـــــــــــــــــــــا ن مبــــــــــــــارک

پيشاپيش عيد سعيد قربان
را به تمام دوستان انديشه اي خودم تبريك عرض ميكنم .
آنگاه زني گفت با ما از شادي و اندوه سخن بگو.
او پاسخ داد :
شادي شما همان اندوه بي نقاب شماست .
چاهي كه خنده هاي شما از آن بر مي آيد.
چه بسيار كه با اشك هاي شما پر ميشود .
و آيا جز اين چه مي تواند بود ؟
هر چه اندوه ي درون شما را بيشتر بكاود
جاي شادي در وجود شما بيشتر مي شود.
مگر كاسه اي كه شراب شما را در بر دارد همان
نيست كه در كوره ي كوزه گر سوخته است ؟
مگر آن ني كه روح شما را تسكين مي دهد .
همان چوبي نيست كه درونش را با كارد خراشيده اند؟
هر گاه شادي مي كنيد به ژرفاي دل خود بنگريد
تا ببينيد كه سر چشمه ي شادي به جز سر چشمه ي اندوه نيست.
و نيز هر گاه اندوهناكيد باز در دل خود
بنگريد تا ببينيد كه به راستي گريه ي شما از براي آن
چيزيست كه مايه ي شادي شما بوده است .
پاره اي از شما مي گوييد (( شادي بر تر از اندوه است))
و پاره اي مي گوييد (( نه اندوه بر تر است .))
اما من به شما مي گويم كه اين دو از يكديگر جدا نيستند.
اين دو با هم مي آيند . و هر گاه كه شما با يكي
از آنها بر سر سفره مي نشينيد به ياد داشته باشيد
كه آن ديگري بر بستر شما خفته است .
به راستي شما همچون ترازويي ميان اندوه و شادي خود آويخته ايد.
فقط آنگاه كه خالي هستيد در يك تراز آرام مي مانيد.
هر گاه كه خزانه دار شما را بر مي دارد تا زر و
سيم خود را اندازه بگيرد شادي و اندوه شما نا گزيز زير و زبر ميشود .
محمد / انديشه
خروس خوان راهی شالیزار می شود تا شبنمي را كه بر ساقه هاي شالي نشسته ، شاهد بگيرد براي سالي پربركت مرد روستا.
آفتاب سرنزده، بساط چايي پهن است . بوي دود چوبهاي خيس افرا و صنوبر برجان چايي نشسته تا مرد روستايي جان طبيعت را در ذائقه خود مزمزه كند. مه صبحگاهي و صداي زنگوله هاي گوسفنداني كه براي چرا به مرتع مي روند، حجتي بر يك روز پرتلاش است براي مرد روستا.
با آسمان رفاقت ديرينه دارد مرد روستا و سالها با قنات سخاوتمند شاليزار همسايه است.بوي نان تازه روستايي تعبير همه آروزهاي بزرگ است براي مرد روستا. صداي جيك جيك جوجه هاي تازه از تخم سربراورده ، خوشنوا ترين آهنگي است كه او را سر ذوق مي آورد.
غم و شادي همزاد و لازمه زندگي است براي مرد روستا.وقتي غمگين است صداي ني لبك او با سارهايي كه بر انبوه درختان صنوبر جاخوش كرده اند گره مي خورد. هنگامي كه فصل درو فرا مي رسد ، گونه هاي سرخ دخترش او را براي فراهم آوردن بساط عروسي وسوسه مي كند.
در پي چيدن قارچ هاي وحشي هر غروب به صحرا مي رود مرد روستا.پيش از عزيمت به كومه، زير درخت گردوي كهنسالي كه در دل مرتع سبز جا خوش كرده است لم مي دهد تا چپقش را چاق كند. اين لحظه را با هيچ گوهر گرانبهايي معاوضه نمي كند مرد روستا.
براي علف هاي هرز مزرعه اش نيز احترام قايل است مرد روستا چرا كه غذاي گوسفندانش مي شود و شير سفره اش طعم طبيعت مي گيرد.
مرد روستا دلش به آسمان گره خورده است.
از قدیم می گن: رفیق رفیقاي قدیم. الانم میگن رفیق رفیق قدیم. جدیدیا هم که پیر میشن میکن رفیق رفیق قدیم . حالا کی نوبت به رفقای جدید می رسه خدا عالمه.
چرا همه چیز قدیمیش خوبه. چرا هر چیز آنتیک گرونه. چرا جنس رنگ و رو رفته خداتومانه اما آدم رنگ و رو رفته دو زار نمی ارزه؟اصلا اگه قدیم خوبه چرا حرص جدیدو می خوریم اما وقتی بهش می رسیم دلمونو میزنه و مثل بقیه آدما میگیم :قدیمیش یه چیز دیگس.
علم پیشرفت می کنه . دانش بشری از این کره متعفن پر می کشه و تو مریخ دنبال برج سازیه اما همینکه به بالای عاج فیل رسیده می گه : واقعا مریخ قدیم یه چیز دیگس.
بچه هامون بزرگ میشن . رشد می کنن. عاشق می شن . همینکه تبدار عشقند داد می زنن: عشق هم عشق قدیم.آخه اونا یه لیلی و فرهادی شنیده . یه لیلی و مجنونی خوندن . از عمق زخم عشق شنیدن . بعضی ها هم میگن: از قدیم گفتن شنیدن کی بود ماندن دیدن.
وقتی کتابو دستش گرفت و چند سطرشو خوند گفت : کتاب هم کتابای قدیم.
از پی نوشت بعضی از مطالب وبلاگها استفاده می کنم اما : پی نوشت هم پبنوشتای قدیم .
اهل دلی می گفت : شاید یاداوری همه چیز قدیم خوب باشه اما بازخوانی دفتر عشق قدیمی دردآور چرا که این یه قلم کالا هیچ وقت قدیمی نمی شه اگه چه از دستش هم داده باشی.
تفاوت غذاي مادر با غذاي رستوران در چيست؟
اين يكي با عشق پخته ميشود
آن ديگري با انگيزهي اقتصادي.
به نظر شما كدام خوشمزه تر است؟
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛
عاشق میشم! ... توبه میكنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره)
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر)
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا
هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید.
او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو
از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب)
با خودم گفتم:
خدا خالق هستی با فرشتههاش
به ما درود میفرستن تا آدم بشیم
محمد / انديشه